ماهی مامان
سلام به همه ی دوست جونای خود خودم. خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟ ما که خیلی خیلی خوبیم. صبح روز چهار شنبه ساعت 7 حرکت کردیم و ساعت 10 بود که رسیدیم خونه ی مامان جون.(مامان خودم). توی راه هم که همش گاو م یدید و کلی ذوق میکرد و دربارشون حرف میزد. بعد ازیه صب حونه ی عالی و یکم استراحت قرار شد ساعت 2 بریم استخر وااااااااااااااااای که عسل چقدر ذوق داشت. فداش بشم من انگار بار اولش بود. عصر همون روز عسل شروع به تب شدید و سرفه کرد. زودی بردمش دکتر و با چهار تا آمپول و چهار تا شربت برگشتیم خونه. طفلک 2 روز چیزی...
نویسنده :
♥ بــابــا و مــامــان ♥
7:44









